تابستان پر ماجرا - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 8:16
مدت زیادی است که به وبلاگ سر نزدم . دنیای سکوتی است برای خودش و البته هیاهوی بیرون و تغییرات شگرف زمانه طوری بود که حس میکردم هر چه بنویسم مزخرف و بی ربط است. دنیای بیرون پر از هیاهو و نا امنی و بی اع
با عرض پوزش اشکال از فرستنده است به گیرنده های خود دست نزنید - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 8:16
سه روز بیشتر تا پایان پاییز سال 97 نمانده است آ«ها که جوانند شاید حس نکنند گریز تاریخ چطوری رخ میدهد اما من میدانم. سال 97 تا اینجای کار پر از چالشهای بزرگ و کوچک بود. شروعش با بیماری مادرم و عواقب یک
دانلد داک بیچاره - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 8:16
میگویند که ترک عادت موجب مرض است اما برای من ترک کردن یک عادتهایی مثل مردن میماند. از جمله ننوشتن. نه اینکه چشمه جوشان نوشتن باشم مثل چشمه های ماسابیه در فیلم آهنگ برنادت که بعد از انقلاب تقریبا ده سا
نامردم شده ام - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 8:16
یک روز دیگر بگذرد یک ماه از زمستان هم رفته است . با چشم بر هم زدنی عجیب سالها میگذرند و من هرروز بیشتر حس میکنم تلخ تر و ناتوان تر میشوم در مواجهه با دنیای بی رحم بیرونی. از قله میان سالی که عبور میکن
عباس عبدی سبکبار مثل مرغ دریایی بود - تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 8:16
سال 1386 بود که یک بار تلفن همراهم زنگ خورد. در حال رانندگی بودم . کنار کشیدم. شماره ای ناشناس بود ولی برداشتم. صدایی گرم و گیرا گفت سلام خانم عباس عبدی هستم. یک دفعه ساکت شدم. من و عباس عبدی ! صدا گف
کتاب کتاب - تاریخ: 1397/2/16 ساعت: 11:52
برنامه رونمایی کتابم به نام مقبره خصوصی من روز پنج شنبه سیزده اردیبهشت ساعت ۱۶ الی ۱۸ در غرفه نشر هنوز در نمایشگاه کتاب
اسفند دونه دونه - تاریخ: 1396/12/10 ساعت: 4:27
اسفند رسید . سال پر هیاهو، سالهای پر هیاهو. حس عید ندارم شاید هنوز ندارم ولی چطور میشود حسش کرد.؟ هر چه در فضا هست دلهره و تنش و نگرانی است . شاید من اینچنین هستم . شاید تنه با تنه با اخبار زندگی کردن دردسر ماست .ما که حالا با اخبار به رختخواب میرویم . گوشی هوشمند مثل سر کارگر یا کارفرمای وظیفه شناس...
آدم شویم - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 19:09
سال 78 به تشویق آقای اسلامی وقتی مجله هفت توقیف شد وبلاگ نوشتن را شروع کردم. خیلی غریبه بودم و اصلا از تکنولوژی لذت نمیبردم. هنوز هم آدم تکنولوژی نیستم . زمستان بود و الان هشت سال میشود که این وبلاگ به زحمت خود را میکشد. الان وبلاگ نوشتن مثل علاقه داشتم به نوعی حشره منقرض شده است ولی در خیلی از صفحا...
برگهای تبریزی - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 1:59
بهار رو به پایان است و تابستان داغ در پیش . تابستانی که از همه دنیای گذشته ما فقط داغی را دارد. تابستانهای کودکی پر از شیره حیات بودند. نه داغی گرما حس میشد و نه تر تر کولر و نه بعد از ظهرهای ملال آور یک جور خوشبختی ناب بی نظیر بود . طولانی و بی انتها. در بازگشت به مدرسه شیره ی لذتِ خوردن و خوابیدن ...
دنیای شادیهای کوچک - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 1:59
دیروز برف در تنگنای کوه آب شد. رگه سفید که خاکستری و محو شده بود دیروز به کلی ناپدید شد. قطره قطره آب زلال شد و رفت در دل کوههای البرز . اگر بشر روی کره زمین نبود دنیای طبیعت چقدر زیبا و بی نقص بود اما با بشر، جهان یک مزاحم پر روی پر مدعا دارد. دسته دسته آدمها به دنبال افکار مغشوش علم و کتل به دست م...
جنون ادواری - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 1:59
امروز روز آخر مهر است . برای من که بچه دارم و به مدرسه میفرستم ماههای پائیز و زمستان و حتی بهار با یک جور زد و خورد همراه است . بیدار کردن بچه ها صبح واقعا عذاب آور است و گاهی از خودم میپرسم اصلا به من چه؟ برای چی من نباید زیر پتو باشم. من هنوز به اندازه همین بچه ها هستم . همانقدر نادان و با انبوهی ...
زلزله فقط نیا - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 1:59
دیشب میکرو با من از کیف زلزله صحبت میکرد. در اتاقش دنبال ستونهای امن بود و با راحتی میگفت این دیوارها که میریزه و من تنم میلرزید. منزل ما نزدیک گسل داوودیه است . اتفاقا این گسل گسل دیگری را قطع میکند. از من پرسید ما نزدیک گسلیم ؟گفتم بله . گفت برای کیف؛ بیسکوئیت. چراغ قوه . رادیو جیبی با باطری. آب م...
این پول کثیف - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 3:01
روزهای شهریور واقعا میگریزند . آفتاب کم کم مایل میشود و از لبه تراس میافتد تا دم پنجره و یک نسیمی میوزد که آدم را امیدوار میکند به خنکی پاییز . امروز خبری خواندم بر این مبنا که بارشهای پاییزی کم تر از نرمال خواهد بود به خودم گفتم وای که چقدر از این پیشگویی ها خسته شدم کاش برگردیم به همان دنیای بی خب...
دنیای شادیهای کوچک - تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 20:51
دیروز برف در تنگنای کوه آب شد. رگه سفید که خاکستری و محو شده بود دیروز به کلی ناپدید شد. قطره قطره آب زلال شد و رفت در دل کوههای البرز . اگر بشر روی کره زمین نبود دنیای طبیعت چقدر زیبا و بی نقص بود اما با بشر، جهان یک مزاحم پر روی پر مدعا دارد. دسته دسته آدمها به دنبال افکار مغشوش علم و کتل به دست
یک رگه برف - تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 21:48
امروز 17 تیر است . کم کم تهران وارد روزهای 40 و 41 میشود . آدمها انگار ذوب میشوند تا دوباره از نو در پاییز زنده شوند. برگهای درختان چنار در برگریزان کوچک تابستان خشک میشوند خیابانها سراب میگیرند ولی هنوز روی قله های دور دست توچال رگه برفی دیده میشود. تا وقتی رگه سفید برف روی بلندای کوه های البرز هس
آخرین حماقت تاریخ - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 14:32
بالاخره تهران بارید. در روزهای آلودگی که روح و روانمان هم خاکستری و غبار گرفته میشود نمیتوانیم تصور کنیم که یک باران یا برف ساده عاقبت سر برسد و نجاتمان دهد. دیشب در میان سوز و سرما و بارش برف پراکنده میشنیدم که یک موتور سوار و ترک نشینش در عبور از کوچه شادمانه فریاد میزدند . برف میاد . بررررف میاد.
اندرز نامه - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 14:32
امروز که صبح به مطب می آمدم به مردم نگاه میکردم . بر خلاف همیشه که ماشین از اتوبان می آید از وسط شهر آمدیم . من اغلب با خودم اتوموبیل نمی آورم سر کار . ولی این قدر تنبل هم هستم که با اتوبوس نتوانم بیایم . از همه مهمتر حجم وقتیست که در این راه از دست میرود . این طوری شده که، اغلب رانندگان آژانس کنار
لوله کاغذ - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 14:32
والس شماره دو شوستاکوویچ مینوازد از گوشی گرانقدر هوشمند که زندگی همه مان را در سیطره خود پیچانده به طرز مرموزی بیرون میتراود تا برسد به دستگاه پخش صورتی رنگ ریزه ای که کنار میز کارم در مطب گذاشتم. من هنوز در کف امواج رادیو مانده ام و حالا دیگه امواج ممکنه یک دفعه خودم را هم جا به جا کند. مطب عزیز مح
عید مبارک - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 14:32
سال 96 نزدیک شده و روزهای اسفند با یک جور عشوه گری میگذرند. آفتاب گرم تر شده و باد میوزد. زنگوله ای در تزاس خانه نصب کردم که باد مشوشش میکند. اسفند آمده ماه حالی به حالی شدن ها . معمولا آخر سال که میشود یک حال متضادی دارم از یک سو از سرعت گرفتن روزها کلافه میشوم و از سوی دیگر دلم می خواهد تمام شود و
میخواهم عوض شوم - تاریخ: 1396/3/28 ساعت: 14:32
هر نوشته و متنی را که باز کنید هر فیلم و تئاتری را که ؛ یک حرف دارند، تنبلی بد است راحت طلبی دشمن آدمیزاده ولی من امروز تنبلانه اولین روز کاری سال 96 را شروع کردم. هنوز هم اولین بیمار سال 96 را ندیدم و اگر به حرفهای قدیمی تر ها معتقد باشم باید الان ذکر بگویم که نفر اول یک آدم پر برکت سبک پا و خوشرو

برچسب‌های مرتبط

فروغ بی پایان معادیخواه | سال نو مبارک | سال نو مبارک translation | سال نو مبارک pronunciation | سال نو مبارک به انگلیسی | سال نو مبارک وکتور | سال نو مبارک عشقم | سال نو مبارک 1394 | سال نو مبارک عاشقانه | سال نو مبارک متحرک